از ما حمایت کنید

آهنگ گریز از جمشید

متن آهنگ گریز از جمشید

    حمید 5 بار جمشید , شنبه 6 آذر 1395 0 نظر
گریز


من از نامردمیها میگریزم
از این نامهربانی میگریزم
هنوزم در هوای خواهشش
از این شهر به آن شهر میگریزم
از این شهر به آن شهر میگریزم
خسته و بیزار از این نامردمی
میکشم با خود غم سردرگمی
خسته و بیزار از این نامردمی
میکشم با خود غم سردرگمی
آشنایان چهره خود را ز من پوشیده اند
وقت غم این چهره ها بر اشک من خندیده اند
دانه های مهر و افسون بر رهم پاشیده اند
دام رنگین ریا در زیر پایم چیده اند
خسته و بیزار از این نامردمی
میکشم با خود غم سردرگمی
خسته و بیزار از این نامردمی
میکشم با خود غم سردرگمی
روبرو راهی پر از رنج و خطر
راضیم . آری . به آغاز سفر
میروم آخر . تحمل . چاره نیست
میزنم به دریایی دگر
میروم آخر . تحمل . چاره نیست
میزنم به دریایی دگر
خسته و بیزار از این نامردمی
میکشم با خود غم سردرگمی
خسته و بیزار از این نامردمی
میکشم با خود غم سردرگمی

 

 

 

 

 


مطالب مشابه با این مطلب



درباره ما :
وبلاگ matn-ahang با هدف جمع آوری تمامی متون آهنگ ها برای شما عزیزان تلاش خواهد کرد. اگر متنی که نیاز داشتید در سایت نبود درخواست بدید تا قرار بگیره، البته اگر مجاز باشه!